لاوي ابزار خودش و طرز استفاده از آن‌را در فصول 4 ـ 11 سِفِر تَكونه شرح داده و در دو شعر عبري (فصل 9) شرح ساده‌تري از آن عرضه كرده است‌. توصيف فني آن را پطروس اسكندراني‌ در سال 1342 براي پاپ كلمنس ششم ترجمه كرد. نسخه‌اي عالي كه شامل ترسيم‌هاي هندسي‌ بسيار دقيقي است و در كاخ پاپ در آوينيون نگه‌داري مي‌شد، اينك در كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس‌ (نسخه‌هاي لاتيني 7293) است‌. متن لاتيني در 9 فصل است‌. تعدّد نسخه‌هاي لاتيني ثابت‌ مي‌كند كه مورد استفاده‌ٴ فراوان بوده است‌. در برخي از اين نسخه‌ها عصاي لاوي را عصاي‌ يعقوب خوانده‌اند ((به‌نام يعقوب بن ماهر)) ولي به‌احتمال زياد اين به سادگي كنايه‌اي از بند 10 از فصل 32 سفر پيدايش بوده است [كه در آن از عصاي حضرت يعقوب (ع‌) ياد شده است‌] زيرا همين كنايه را در شعر عبري لاوي نيز مي‌يابيم‌. برعكس‌، لاوي در رساله‌اش آن را فقط ابزار مي‌نامد و اصلاً از آن به‌عنوان عصا نام نبرده است‌. پطروس اسكندراني آن را رازنما ناميده (ايوب‌12:22). با اين همه واژه‌ٴ عصا عموماً پذيرفته شد: baculus Jacobi, cross-staff, balestilha, b. astronomicus, b. geometricus  و غيره‌.
لاوي اهميت رصد كردن گرفت‌ها (كسوف و خسوف‌) را با منتهاي دقت دريافته بود و قصد داشت از يك اتاق تاريك همراه با عصاي خودش براي چنين رصدهايي استفاده كند. (مثلاً خسوف سال 1321). نام رازنما در واقع براي تركيب اين دو وسيله به‌كار مي‌رفت (پيش‌گفتار پطروس را در ترجمه‌ٴ لاتيني‌اش ببينيد).
8. فيزيك‌
. اتاق تاريك اختراع لاوي نبود، بلكه سه قرن پيش از او ابن هيثم (يازدهم ـ 1)، آن‌ را اختراع كرد. هيچ ترجمه‌ٴ عبري از كتاب‌المناظر او در دست نيست‌، ولي اين كتاب در محافل‌ يهودي‌، خواه به صورت ترجمه‌ٴ لاتيني ژرار كرمونايي يا به صورت غيرمستقيم معروف بود. يوسف بن يهودا بن عقنين (دوازدهم ـ 2)، چندان پيش رفت كه آن‌را برتر از كتاب‌هاي اقليدس و بطليموس ((شاه‌))1 دانست‌. استفاده از اتاق تاريك براي مقاصد نجومي هم ابداع لاوي نبود، جان‌ پكهام و راجر بيكن بدان اشاره كرده بودند، و گيوم سن كلودي در سال 1285 از آن براي مشاهده‌ٴ خورشيد استفاده كرد.
ولي لاوي آن اختراع را از اين لحاظ تكميل كرد كه آن را به شيوه‌اي معقول توضيح داد و به آن مقبوليت عام بخشيد. توضيحات مغشوش ويتلو و راجر بيكن را تصحيح كرد و ميان‌ تصويرهاي روشني كه از شكاف سَرْسوزني ديده مي‌شود و تصويرهاي مبهم و غيرشفافي‌ كه از شكاف بزرگ‌تري به‌دست مي‌آيد، فرق گذاشت و كوشيد توجيه مناسبي براي ابعاد اين‌ تصاوير ارائه نمايد.


1 .گفته‌اي كه لاوي بن ابراهيم بن حييم (سيزدهم‌ـ2)، هم آن را تكرار كرد.